![]() |
![]() |
|
| فقط یه آرژانتینیه عاشق و خراب می فهمه که ما چی میگیم!!! |
|
ملاقات ما با مارادونا در
جشنواره فیلم فجر۱۳۸۶ !!!
باز هم يه سلام گرمه آرژانتيني خدمت شما دوستان همراه عزيز عرض ميكنم و اميدوارم كه هر جا كه هستيد مثل آرژانتينه هميشه پيروز، موفق باشيد الآن كه اين مطالب رو مي نويسم ايام دهه فجر ه و طبق معمول هر سال جشنواره فيلم فجر كه امسال 26 مين دوره اونه ، در حال برگذاريه . ولي امسال با بقيه سالها فرق داره لااقل براي ما آرژانتيني ها كه خيلي فرق داره !!! مي پرسيد چرا؟؟؟؟؟ چون كه امسال يه فيلم سينمايي توي جشنواره فجر به نمايش در اومد كه در مورد مارادوناي افسانه اي بود و اسمش هم اینه maradona la mano de dios كه
يعني مارادونا:دست خدا را ديدم و محصول مشترك
ايتاليا وآرژانتين بود!!!!! شايد بپرسيد چرا مشترك بين آرژانتين و ايتاليا خوب بايد بگم به خاطر بازي هاي فراموش نشدني مارادونا توي ناپل آيتاليا كه مردم شهر بندري ناپل و كلا مردم جنوب ايتاليا مارادونا ي افسانه اي رو در حد پرستش دوست داشتند !!!!!!!! و اون رو يك ناجي از عالم غيب مي دونستند چون در كل مردم جنوب ايتاليا نسبت به شمالي هاي ثروتمند كه توي شهرهايي مثل رم و ميلان و تورين زندگي ميكنند از امكانات كمتري برخوردارند و هميشه تيمهاي فوتبال شهرهاي جنوبي ايتاليا به دليل كمبود پول و امكانات نسبت به شمالي ها ، شانس قهرمان شدن ندارند و قهرماني بين تيم هاي ميلان ، اينتر ، يوونتوس ، رم و لاتزيو تقسيم شده كه همگي از تيمهاي شمال ايتاليا هستند !!!!!!!!!! جنوبي ها كه اتفاقا خيلي هم خونگرم هستند و كمي به ما ايراني ها هم شبيه هستند و بااستعداد بالايي كه دارند غالبا در صورت درخشش، خيلي زود به تيمهايي ثروتمند شمالي كه نام بردم مي پيوندند. ولي تنها درخشش فوق العاده جنوبي ها به خصوص ناپلي ها فقط زماني بود كه اونها موفق شدند مارادونا رو در اختيار بگيرند و براي اينكار مردم ناپل در كليساها به جمع آوري پول و اعانه پرداختند و با مارادونا بود كه توانستند به قهرماني هاي متعدد در ايتاليا و اوروپا دست پيدا كنند !!!!!! حتي وقتي از فابيو كاناوارو كه اتفاقا اهل ناپل هستش و مرد سال فوتبال جهان در سال 2006 پرسيدند كه آيا تو الآن در ناپل محبوبترين چهره هستي ؟؟؟و از او سوال كردند كه محبوبيتش را با مارادونا مقايسه كند !!!! و او در جواب گفت :محبوبيت هيچ كس در ناپل به اندازه مارادونا نيست و فكر نميكنم كه كسي بتواند به جايگاهي كه مارادونا درقلب مردم ناپل دارد، برسد!!!!! خوب حالا ديگه دليل علاقه فراوان مردم ناپل ايتاليا رو به مارادونا متوجه شديد پس تعجبي نداره كه اين فيلم محصول مشترك آرژانتين و ايتالياست و كارگردانش هم ايتاليايي ست كه البته حتما عاشق مارادونا هم بوده!!!!! خلاصه جريان آگاه شدن ما از وجود اين فيلم توي جشنواره امسال از اين قراره كه : بنده كه يوسف باشم و كوچيك همتون هستم يه روز به خانه نشسه بوديمو به عشق آرژانتين عزيز تخمه مي شكستيم كه يه دفعه ديدم تلفنم زنگ نزد!!!!!!!! من هم في الفور تلفن رو برداشتم و به علي زنگ زدم و بهش گفتم : مگه قرار نبود كه زنگ بزني ؟؟؟؟ زود باش نقش خودت رو ايفا كن اين سكانس اولش با زنگ تو بايد شروع بشه !!!!! يعني كي مي توني باشه اين موقع شب ؟؟؟!!!! وقتي تلفن رو برداشتم ديدم ااااااههههه علييييييهههههههه!!!!!! ظاهرا مي خواست يه خبر دست اول بهم بده و من هم شك نداشتم كه اون خبر مهم در مورد آرژانتين خودمونه آخه مي دونيد من حس ششم خوب كار مي كنه !!! علي گفت كه امسال يه فيلم در مورد مارادونا ساختن كه محصول مشترك آرژانتين و ايناليا ست و اتفاقا نوي جشنواره هاي مختلف جوايزي رو هم كسب كرده و پيشنهاد داد كه با هم بريم و ببينيمش و من هم با كله كه چه عرض كنم با تمام وجودم رفتم توي پيشنهادش و به گرمي ازش استقبال كردم چون باباي علي كه شوهر خاله من باشه كارش طوريه كه مي تونه براي ما مجاني بليط جور كنه ما هم خيلي خوشحال شديم و در پوست خود نمي گنجيديم راستش رو بخواهيد من و علي اصلا اهل رفتن به سينما و جشنواره فجر رو از اين جور چيزها نبوديم و كلا اصلا زياد فيلم ايراني هم نمي ديديم و به جاش تا دلتون بخواد علاقه و تمايل زيادي براي ديدن فيلم خارجي از خودمون نشون مي داديم البته خداي نكرده نه به خاطر اون صحنه هاي باحالش كه آدم رو به فضا مي فرسته وگرنه خدا مي دونه كه ديدن اون صحنه هاي مبتزل خيلي گناه داره !!!!!! البته من سعي ميكنم فيلم هايي رو ببينم كه خيلي صحته هاش ضايع نباشه و فقط نهايتا چند تا كيسينكگ ساده(ماچ) داشته باشه!!!!!! چندتا كيسينگ ساده (ماچ) كه ديگه قابل اين حرفها رو نداره !!!بي خيال!!!! البته من مدتي ست كه به ديدن فيلم ايراني هم علاقه مند شدم اون هم از وقتي كه خانوم الناز شاكردوست محترم رو ديدم !!!!!!
یه پرانتز عشقولانه وسط
بحث!!!!!
راستش اولين بار كه ايشون رو توي فيلم عروس فراري ديدم هيچ حسي نسبت به ايشون نداشتم و فقط گفنك يه كم ته چهرش شبيه آنجلينا جوليه ولي در عرض يكي دو سال كه فيلم هاي گل يخ و بي وفا رو از ايشون ديدم( البته همه رو به صورت وي سي دي چون من اصلا سينما نمي رفتم) كم كم به چهره ايشون عادت كردم و وقتي به خودم اومدم ديدم بلهههههههه!!!!!! دل كار لعنتي خودش رو كرده و من بد جوري زابراي اون ، عسل صولتهههههههههه قدر قدرتههههههههه، قدر شوكت شدم !!!!!!!
به قول رفيقم محمد علي (ملقب به مليسا ، مالنا ، پدر ژئودزي ، مادر نقشه برداري و خيلي چيزهاي ديگه ...
پسر لقمه اندازه دهنت بردار !!!!!! اون كجا و تو كجا !!!!! اون بازيگر معروف سينما و تو يه دانشجوي ترم دوم عمران- نقشه برداري!! !!! اون بچه بالا شهره و تو بچه شاه عبدالعظيم (شهر ري)!!!!!! تازشم اون 4 سال از تو بزرگتره و تو فقط 19 (۱۹ سال و ۶ ماه ) سالته !!!! اين عشق تو كاملا ناكامه !!!!!! من هم در جوابش گفتم كه : دست خودم نيست سعي مي كنم فراموشش كنم اما نمي تونم يعني نميشه!!! خوب چي كار كنم؟؟؟؟؟ تازشم قرار نيست كه همه عشق هاي توي دنيا مثل فيلم هندي به وصال ختم بشه و عاشق و معشوق بهم ديگه برسند !!!! اتفاقا اگه عشق شيرين و فرهاد يا ليلي و مجنون جاودانه شده به خاطر اينه كه اون ها هرگز به هم نرسيدند و خدا رو چه ديدي شايد عشق من هم كه مثل فرهاد و مجنون يه طرفه ست ، جاودانه شد !!!!!!
البته شايد عشق من بعدا دو طرفه بشه !!!!! و در مورد اختلاف سنم با الناز عزيز هم بايد بگم كه تا اونجايي كه من مي دونم الناز شاكردوست عزيز فعلا قصد ازدواج نداره خوب من هم فعلا قصد ازدواج ندارم ديگه البته اون به خاطر پيشرفت توي كارش ولي من به خاطر اين كه سنم به اين حرفها نمي خوره!!!!!!
تا چند سال ديگه هم من به لحاظ مالي مستقل مي شم و مي خوام كه در كنار رشته خودم كمي هم با مستند سازي آشنا بشم و يه مستند از فوتبال آرژانتين بسازم تا جواب اون مستند مسخره و كص شعري كه در مورد فوتبال كص شعر تره برزيل توي شبكه دو نشون مي دهند رو بدم
به يكي از رفقا ميگفتم كه الناز شاكردوست ظاهرا يك خواهر كوچكتر و يك برادر بزرگتر هم داره و من به هر قيمتي كه شده بايد به الناز شاكردوست برسم !!! اگه نشد به خواهرش برسم !!!!! اگه اونم نشد به داداش بزرگترش برسم !!!! و اگه هيچكدوم نشد ددد لامصب به باباش ديگه بايد برسم !!!!!!
الآن هم كه اين مطالب رو مينويسم از ديدن فيلم در ميان ابرها توي جشنواره فجر بر ميگردم. اين فيلم دومين فيلمي بود كه من توي جشنواره ميديدم و اولين فيلمي كه ديدم فيلم مارادونا بود كه محصول مشترك آرژانتين و ايتاليا بود و بعدا در موردش به طور كامل توضيح مي دهم ، عجله نكنيد !!!!!!!!! و اما فيلم در ميان ابرها فيلم جالبي بود البته جالب بودنش براي اين بود كه الناز شاكردوست توي اين فيلم بازي كرده بود!!!!!! فقط خيلي تابلو بود كه از فيلم ايتاليايي مالنا الهام گرفتند چون يه پسر بچه، عاشق يه دختر جووون عراقي ميشه و ...... و فضاسازي فيلم هم نحت تاثير فيلم بابل بود و كلا كمتر فيلم ابراني رو ميشه پيدا كرد كه از يه فيلم خارجي كپي برداري نكرده باشه!!!!!!
البته براي ديدن فيلم در ميان ابرها به سينما فرهنگ رفتم ولي براي ديدن فيلم مارادونا به سينما فلسطين رفتم . در مورد رفتن داخل سينما فرهنگ براي ديدن فيلم در ميان ابر ها كه دلم خيلي پره!!! اول از همه كه با يكي از رفقاي هم دانشگاهي به نام محمد علي كه ملقب به مليسا ، پدر ژئودزي ، مادر نقشه برداري ، چيزكش قرن (با كسره بخوانيد نه با ضمه !!! رفتيم جلوي در سينما ، اون بد بخت هم كه به پيشنهاد من اومده بود ولي نميدونيد جلوي سينما چه خبر بود ؟؟؟ شتر با بارش گم ميشد و البته صاحب شتر هم خفه مي شد !!!!!
تازه ما ميخواستيم بليط فيلم در ميان ابرها رو همون موقع بگيريم ولي يه صفي جلوي در بود كه اگه ميديدي مي گرخيدي !!!!! البته ملت براي ديدن فيلم در ميان ابرها صف نبسته بودند همه براي فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است ، به كارگرداني كمال تبريزي اومده بودند و همون موقع ها بود كه فهميدم گيشه بليط فروشي ، اصلا بليط فيلم در ميان ابرها رو نمي فروشه !!!!!!!
هر چي هم از مسئول هاي دم در سئوال ميكردم يا جواب نميدادند و در حال مرتب كردن ازدحام جمعيت بودند يا ميگفتند كه نميدونم !!!
آخرسر به طور كاملا اتفاقي با يكي دم در آشنا شدم كه ظاهرا از اقوامش بليط هاي فيلم در ميان ابرها به دستش رسيده و اون هم دوست نداشت كه بره و اين فيلم رو ببينه و من هم تا متوجه شدم مخش رو كار گرفتم و از شوخي گفتم كه ما مخاطب خاص هستيم كه ميخواهيم بريم اين فيلم رو ببينيم و از اين جور چرت و پرتها وگرنه مي تونستيم بريم و مثل بقيه ملت به خاطر اون يكي فيلم يعني فيلم كمال تبريزي توي صف وايسيم. خلاصه اون يارو هم دقيقا دو تا بليط براي فيلم در ميان ابرها اضافه داشت كه تا خواست بدش به من چند نفر ديگه هم اومدند كه بخرندش ولي من گفتم كه داداش من قبلا زنبيل گذاشتم تازه مخاطب خاص هم هستم !!!!!!
خلاصه بليط رو به همون قيمت اصليش خريديم و به همراه محمدعلي عين قرقي رفتيم توي سينما و بهترين جا رو گرفتيم و در حين پخش فيلم هم اونقدر ضابع بازي دراورديم كه تابلو شد ما مخاطب خاص كه چه عرض كنم مخاطب خيلي خاص هستيم !!!!!!!
هربار كه الناز شاكردوست توي كادر مي اومد من يا محمدعلي رو بقل ميكردم يا چرت و پرت ميگفتم يا با هم توي بعضي جاهاي فيلم بلند بلند ميخنديديم !!!!
خداوكيلي آخر فيلم يه جورايي صحنه داشت كه باعث شد من و محمد علي به وجد بياييم و يه جورايي دامن از دستم برفت !!!!!
و من به محمد علي گفتم كه فيلم ها ي ايراني درسته كه صحنه بد و خفن مثل فيلم هاي خارجي نداره ولي به جاش از اينجور صحنه ها داره آخه آخر فيلم الناز شاكردوست يه جوري با يه تيكه يخ بازي كرد كه حسابي ما رو به وجد آوورد و آنجلينا جولي هم نميتونه مثل اون تازه با يه عالمه امكانات كه داره، آدم رو به وجد بياره !!!!!
و در ادامه اون صحنه در آخر فيلم ، نورا ( الناز شاكردوست) كه توي يه اتاق با يه پسربچه نوجوون بود براي اينكه مثلا جبران زحمات اين پسربچه عاشق رو كرده باشه رفت و لامپ اتاق رو خاموش كرد و روي تخت اتاق نشست و به طرز بسيار جالب انگيزناك و عجيبي ، يه كم از ملحفه روي تخت رو ، روي پاهاي خودش كشيد كه مثلا به پسربچه داستان بفهمونه كه ميتونه هر كاري دلش بخواد با اون انجام بده !!!! كه من در اين لحظه كاملا غيرتي شده بودم و روي صندلي سينما بد جوري قاط زده بودم !!!!!!! خلاصه نميدونستم تعجب كنم !! يا بخندم !! يا عصباني شم !!! هر چي بود به خير گذشت !!!
همين حركات باعث شد كه يه آدم خول و چل كه پشت سر ما نشسته بود تحت تاثير حركات ما قرار بگيره و آخر فيلم يه نيم ساعتي وقتمون رو بگيره و من هم بهش گفتم كه اول از همه فيلم مارادونا رو به عشق آرژانتين عزيزم ديدم و بهش گفتم كه :
ناب ترين و پاك ترين عشق زندگي من ،
بود
خلاصه من برخلاف محمدعلي از ديدن اين فيلم، حسابي حال كردم .
و اميدوارم اين عشق زميني و فعلا يك طرفه من به الناز شاکردوست ،روزي دوطرفه بشه!!!!!!
و در مورد عشقم به آرژانتين عزيز بايد بگويم كه عشق من به آرژانتين اصلا زميني نيست بلكه عشقم رو به
و اما ماجراي جالب رفتن به داخل سينما
فلسطين براي فيلم مارادونا!!!
بعد از اين كه من و علي (پسرخالمه و با محمد علي اشتباه نگيريدش) كه هر دو نويسنده اين وبلاگ هستيم از وجود اين فيلم با خبر شديم بلافاصله رفتيم سراغ سايت مخصوص جشنواره و البته سايتهاي ديگه ، هر چي سعي كرديم جدول پخش فيلمهاي جشنواره به خصوص فيلم مارادونا رو گير بياريم نشد كه نشد و يكي نبود به مسئولين جشنواره فيلم فجر بگه كه آخه همه جاي دنيا جدول پخش فيلمها رو زود تر و قبل از جشنواره توي سايتها مي زنند تا ملت بتونند براي ديدن فيلمها برنامه ريزي كنند نه اينكه در حين جشنواره و وقتي خيلي از فيلمها رو پخش كردند اين كار رو انجام بدهند !!!!!!!! ظاهرا جدول پخش فيلمها رو دم در چندتا سينما مي فروختند و نمي خواستند كه توي فروشش تاثير بدي بذاره !!!!!! خلاصه از اينجور اشكالات و بي برنامگي ها توي جشنواره ما كم نبود و اينكه دروغكي مي گفتند بليط هر فيلم رو 45 دقيقه قبل از فيلم ميفروشند ولي قبل فيلم مارادونا اصلا بليط نداشتند كه بفروشند و ما به روشي ديگر وارد شديم در مورد فيلم در ميان ابرها هم همينطور بود كه براتون تعريف كردم !!!!
و خلاصه وقتي قبل از جشنواره من و علي نتونستيم از طريق اينترنت زمان پخش فيلم مارادونا رو بفهميم به همين خاطر همون روز اول جشنواره براي فهميدن زمان پخش فيلم مارادونا رفتيم جلوي در تئاتر شهر چون به خيال خودمون فكر ميكرديم همه جشنواره توي همين تالار بزرگ تئاتر شهر پخش مي شه ولي مسئولين اونجا به گفتند كه فيلم هاي جشنواره توي چند تا سينما به نمايش در مي آيد و جدول پخش رو هم دم در هر كدوم از اون سينما ها ميفروشند . و ما تازه فهميديم كه زهي خيال باطل!!! زهي خيال ذيقي!!!
من و علي هم رفتيم جلوي در سينما فلسطين و همون موقع بود كه فهميديم تا چند ساعت ديگه فيلم مارادونا توي اين سينما به صورت زبان اصلي و زيرنويس فارسي پخش ميشه. من و علي دراين لحظه كاملا دستپاچه و هول شديم چون من فكر نميكرديم كه اين فيلم از همون روز اول جشنواره پخش بشه !!!! تازه من امتحان زبان ترم اول دانشگاه رو هم داشتم و تازه فرصت كمي هم براي رفتن به خونه و برگشتن داشتيم و از همه مهمتر با باباي علي هماهنگ نكرده بوديم كه بليط رو براي ما جور كنه اون هم در عرض فقط چند ساعت و حسابي ضدحال خورديم ولي چيكار مي تونستيم بكنيم؟؟ ما ديوانه وار عاشق آرژانتين هستيم !!! خلاصه بدون هماهنگي با باباي علي رفتيم خونه ما و نهار خورديم بعد علي به باباش زنگ زد كه قضيه از چه قراره ولي زمان پخش فيلم رو به باباش نگفت كه ساعت 20:30 شب فيلم پخش ميشه . باباي علي هم كه محل كارش دقيقا ديوار به ديوار سينما فلسطين به علي گفت كه همكارش اونجاست و با مسئولين سينما فلسطين آشناست و شما رو مي فرسته داخل سينما . من و علي هم رفتيم دم در اداره باباي علي و همكار باباي علي هم گفت من يه رفيق دارم توي سينما فلسطين اگه اون باشه حنما مي فرستتون داخل . بعدش با هم ديگه رفتيم دم در سينما فلسطين و از شانس بد ما رفيق ايشون نبود و يه نفر ديگه بود كه قد بلند و سبيلو هم بود خيلي تمايل نداشت كه ما رو بفرسته داخل ولي من گفتم كه حتي كارت دانشجويي خودم رو آورده ام و حاضرم كه بليطها رو بخرم ولي اون مرده سبيلو گفت كه اصلا ديگه بليط ندارند و من مجبور شدم كه مظلوم نمايي كنم كه من از راه دور يعني شهرري اومدم و حالا مي گي چي كاركنم؟؟ اون هم يه نگاهي به من و علي كرد و آخرش گفت : كه بريد داخل اگه نگهبان هاي بالا به شما گير دادن من خودم موقع پخش فيلم ميآم بالا و مشكلي نيست . من و علي هم كه حسابي ذوق زده و هول شده بوديم ، يادمون رفت كه اسم و فاميل يارو رو بپرسيم و فقط يادمون موند كه ايشون سبيل داشت و قدبلند بود!!!
با سرعت هرچه تمام تر از پله ها بالا رفتيم و خودمون رو به سالن موردنظر رسونديم و يه يك ساعتي منتظر مونديم تا موقع پخش فيلم بشه حتي توي اين فاصله يكي اومد و ازمون مصاحبه كتبي گرفت !!!بنده خدا از كسايي سئوال مي كرد كه اصلا اهل سينما رفتن نبودند !!!!!!!
خلاصه وقتي موقع نمايش فيلم مارادونا شد من و علي زودتر از همه به سمت سالن نمايش رفتيم حتي زودتر از كسايي كه بليط داشتند !!!!!
ولي يه نفر جلوي سالن نمايش وايساده بود و بليط ها رو مي گرفت و به ما گفت كه بدون بليط نميشه ولي ما گفتيم كه با اون آقائه كه پايينه هماهنگ كرديم !!!!! تازه يادمون افتاد كه چه سوتي داديم كه اسم وفاميل يارو رو ازش نپرسيديم !!!! و اون گفتش كه كدوم آقائه كه پايينه؟؟؟؟ من هم گفتم همون آقائه كه سبيلو و قدبلنده !!!! او هم در حالي كه خندش گرفته بود و با تعجب ما رو نگاه مي كرد، گفت: اگه راست مي گيد بريد پايين و يه نامه اي يا امضايي ازش بگيريد تا بذارم بريد داخل!!!! من و علي هم براي اينكه حتي تيتراژ اول فيلم مارادونا رو از دست ندهيم مثل برق و باد از پله ها رفتيم پايين و به همون مرد سبيلو رسيديم و ماجرا رو براش با عجله تعريف كرديم اون هم كه كاغذ همراهش نداشت به علي گفت : كف دستت رو بيار جلو !!!! علي هم كف دستش رو برد جلو و ايشون هم يه امضا ي خوشگل انداخت روي كف دست علي که همون موقع ازش یه عکس برای یادگاری گرفتیم !!!!!!!!
و ما هم در لحظه آخر از همون مرد سبيلو ي قصه مون سئوال كرديم بالاخره اسم و فاميل شما چيه ؟؟؟ ايشون هم گفت : آقاي ضابطي من و علي هم با سرعت اين بار بيشتر از برق و باد ، از پله ها بالا رفتيم و داخل سالن نمايش فيلم شديم و مسئول دم درش كه دفعه پيش مانع شده بود گفت : چي شد ؟؟؟ اگه نامه يا امضا داريد بريد داخل . علي هم كف دستش رو اوورد بالا و يارو يه لحظه فكر كرد كه قراره يه كف گرگي بياد وسط صورتش ولي
وقتي امضا رو كف دست علي ديد خيالش راحت شد و با تعجب و در حالي كه خندش گرفته بود، گفت : شما مهمون آقاي ضابطي هستيد ؟؟؟؟ پس چرا از اول نگفتيد !!! سريع بريد داخل . من و علي هم سريع رفتيم داخل و يه جاي عالي براي خودمون پيدا كرديم و در حالي كه نفس نفس ميزديم آماده ديدن فيلم شديم !!!
فيلم كه در مورد مارادونا و مشكلات و سختيهاي زندگيش در مسير بهترين شدن بود خيلي به من و علي چسبيد موسيقي فيلم خوب بود و اگه پيداش كنيم حتما توي وبلاگ مي ذاريمش نمي خوام در مورد جزئيات فيلم صحبت كنم چون به زودي به بازار مي آد ولي بازيگر فيلم خيلي خيلي شبيه مارادونا بود و بازيگري كه نقش مارادونا ي 26 ساله رو بازي مي كرد خيلي شبيه آنتونيو باندراس بود وقتي يه جاي فيلم تابلو شد كه صحنه فيلم رو سانسور كردند ملت همشون خندشون گرفت!!!! وقتي فيلم تموم شد ، علاقه من و علي به مارادونا بيشتر هم شد تا جائيكه دلمون نميخواست حتي تيتراژ پاياني رو به عشق مارادونا ي افسانه اي ترك كنيم و آخرين نفري كه از سينما خارج شد من و علي بوديم !!!!!
البته علي هم به خاطر اينكه به باباش نگفنه بود كه فيلم ساعت 22 شب تموم ميشه ، روابطش با باباش يه كم تيره و تار شد آخه مي دونيد تا من و علي رسيديم به مترو و من رفتم طرف شهرري و علي هم رفت به سمت ميرداماد و تا رسيد ميرداماد ساعت شد23 الي 23:30 و اون موقع شب هم كه ديگه اتوبوس و تاكسي براي شهرك قائم و ميني سيتي پيدا نميشد و علي هم مجبور شد يه آژانس از دم مترو تا خونشون بگيره و يه چند هزار تومني پياده بشه !!!!! البته باباش به خاطر اين كه ناراحت نشد بلكه به خاطر اين ناراحت شد كه علي دقيقا ساعت پخش فيلم و تموم شدنش رو به باباش نگفته بود و موقع اومدن به سينما فلسطين هم يه جورايي باباش رو قال گذاشته بود !!!!! البته علي خودش معتقده كه ارزشش رو داشت چون هم فيلمش خيلي باحال بود و هم به خاطر آرژانتين كبير و مارادوناي افسانه اي !!!! ولي من مشكل علي رو براي تاكسي و اتوبوس نداشتم چون وقتي رسيدم متروي شهر ري نيازي براي سوار شدن اتوبوس و تاكسي نداشتم چون از دم مترو شهرري تا خونه ما راهي نيست و فقط چند دقيقه پياده روي داره
و خلاصه بعد از ديدن اين فيلم ايمانمون به اين جمله كه: مارادونا ي افسانه اي نظير نداره و ديگه هرگز تكرار نخواهد شد!!!! بيشتر هم شد و اما در مورد شدت عشق و سختي هايي كه ما براي جمع آوري مطالب مختلف در مورد آرژانتين عزيز كشيده ايم بايد اين اشعار زير رو بخونيم : كرده ايم!!!!!
يا مي توانيم براي اثبات عشق خود به آرژانتين عزيز بگيم كه :
خلاصه همونطور كه خودتون ميدونيد دوستان همراه و عزيز من ، عشق بدون سختي و بلا ممكن نيست و شما هم اگه عاشق شده باشيد متوجه مي شويد كه در راه رسيدن به عشق خود دچار سختي و بلا مي شويد ولي به خاطر معشوق خود خسته و يا دلسرد نمي شويد پس ما هم به خاطر عشق خودمون كه آرژانتين كبير باشه اصلا احساس خستگي نمي كنيم و با انرژي بيشتري حتي كار خواهيم كرد و هر جا نياز به حضور ما باشه ، حتما حضور پيدا مي كنيم و از آرژانتين عزيزمون حمايت ميكنيم........ و در اين راه نظرات شما باعث
دلگرمي و راهنمايي ماست پس
محروم نكنيد و برايم دعا كنيد تا روزي به كشور عشق خودم البته عشق حقيقي و مقدسم يعني آرژانتين عزيز سفر كنم و مستندي جالب درباره آن بسازم تا همه ملت ايران از ديدن آن لذت ببرند و چشم حسود و شور برزيليها از كاسه دربياد و برايم دعا كنيد تا روزي هم اگه بشه به عشق زميني خودم يعني خانوم الناز شاكردوست عزيز برسم و در پايان اين شعر زيبا رو به آرژانتين كبير و همه شما دوستان همراه خودم تقديم ميكنم و با تمام وجود فرياد مي زنم :
اي عشق(آرژانتين)
اي عشق.. اي عشق.. اي عشق(آرژانتين)
كه پايم بسته با زنجير عشقه(آرژانتين)... ندارم چاره اي جز عشق و مستي..... كه اين بيچارگي تدبير عشقه(آرژانتين)
اي عشق...اي عشق...اي عشق(آرژانتين)
احساسي در كار نبود چي مي شد؟؟؟؟ تو لحظه لحظه هاي نااميدي.... عشق اگه غمخوار نبود چي مي شد؟؟؟؟
اي عشق....اي عشق....اي عشق(آرژانتين)
شعر از یوسف (یه آرژانتینی عاشق و اصیل ) با کمک معین
و در پايان ضمن اينكه اعلام مي كنم آهنگ وبلاگ رو عوض كرديم و يه آهنگ باحال و معروف به نام دسپرادو رو گذاشتيم تا با حال و هواي آرژانتيني وبلاگ بيشتر بخونه و شما هم حالشو ببريد و براي جذاب تر شدن وبلاگ چند تا دانلود آهنگ و كليپ تصويري هم گذاشتيم تا هركي دلش بخواد بياد و دانلودشون كنه ولي يادتون نره وقتي داريد دانلودهاي زير رو انجام مي دهيد حتما درباره مطلب بالا نظر بدهيد تا ما نظرات شما رو در وبلاگ به كار ببنديم
دانلود آهنگ هاي درخواستي خوب حالا ديگه بايد بگم كه خسته نباشيد براي حسن ختام اين آپ و همينكه خستگي از تنتون بيرون بره ، دو تا دانلود مشت و توپ براتون در نظر گرفتم اول از همه دانلود آهنگ معروف دسپرادو كه به حال و هواي آرژانتيني وبلاگ هم ميآد و خيلي هم سريع دانلود ميشه تا شما عزيزان راحت باشيد براي دانلود اين آهنگ روي واژه رنگي دسپرادو ، كليك راست كنيد و save target as رو بزنيد ( اگه دانلود ميكني نظر يادت نره و گرنه اونوقت شيرم رو حلالتون نميكنم ااااهههه نه ببخشيد دانلودم رو حلالتون نميكنم و اما دانلود آهنگ بعدي مربوط ميشه به فيلم بيل را بكش كه آهنگ يه تيكه از فيلم رو براتون گذاشتيم كه كمي هم شايد خندتون بگيره
یک مسابقه بین شما!!!!
خوب حالا من ميخوام يه مسابقه بين شما دوستان برگذار كنم و اون هم اينه كه بايد حدس بزنيد در هنگامي كه اين موسيقي فيلم پخش ميشود در اين صحنه فيلم چه اتفاقي در حال رخ دادن است ؟؟؟؟؟؟؟ به برندگان اين مسابقه كه درست حدس بزنند ، جوايز نفيس و آبداري اهدا ميشود و جايزشم اينه كه يه ماچ(بوسه) آبدار از جانب من براي شما ارسال ميشود البته با نصب رايگان در محل (كه محلش هم لپ يا همون صورت شما باشه) پس حتما حدس يا نظر خودتون رو به همراه آدرس خود براي من ارسال كنيد تا با پست سفارشي عاشقتم(سفارشي خاطر خاتم) ، و همينطور نصب رايگان در محل براتون بفرستم براي دانلود آهنگ اين قسمت از فيلم بيل را بكش مثل بالا عمل كنيد و روي واژه رنگي killbill كليك راست كنيد و save target as رو بزنيد ولي حتما در مسابقه بالا شركت كنيد و در قسمت نظرات اين پست بگيد كه چه اتفاقي در اين صحنه داره مي افته اميدوارم هركجا كه هستيد موفق باشيد و براي قهرماني آرژانتين عزيز دعا كنيد و همچنين براي بنده يعني يوسف و همينطور علي دعا كنيد تا خدا شفامون بده و بنده يعني يوسف هم روزي به الناز شاكردوست عزيز برسم البته من معتقدم كه : خدا يكي ، عشق هم يكي پس عشق حقيقي و مقدس من ، آرژانتين كبيره و الناز شاكردوست محترم ، عشق زميني منه خوب در پايان ضمن آرزوي موفقيت براي شما و قهرماني آرژانتين در جام جهاني ۲۰۱۰ ، اميدوارم هم از مطالب خوشتون اومده باشه و هم از دانلودها ميخوام به شما عزيزان بگم كه ديگه خسته شدم از بس كه گفتم: نظر بديد....نظر بديد.... براي اينكه خيلم راحت بشه كه شما نظر مي دهيد ، ميگم كه : فحش گذاشتم براي اون كسي كه مطالب بالا رو بخونه و دانلودها رو هم انجام بده ولي نظر نده البته شوخي كردم بابا بي خيال آرژانتيني باشيد تا موفق شويد...................
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 15:53 توسط __ یوسف( یه آرژانتینیه عاشق و خراب)__ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این ایستگاه فقط مخصوص آرژانتینیها!!!!!!
در غیر این صورت پنچر خواهید شد!!!!!!!! بگو ماشااللاه!!!!!!!!!!!! |
| پیوندهای روزانه |
|
فدراسيون فوتبال آرژانتين خوان سباستين ورون گابريل باتيستوتا خوان رومن ريکلمه خاوير ساويولا ديگو مارادونا پابلو آيمار هرنان کرسپو خاوير زانتی کارلوس توز سایت مسی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
| نویسندگان |
|
ALiBICELESTE __ یوسف( یه آرژانتینیه عاشق و خراب)__ |
|
RSS
|